مدیریت بیشتر با برنامهریزی، سازماندهی و کنترل فرآیندها سروکار دارد، در حالیکه رهبری به ایجاد چشمانداز، الهامبخشی و هدایت افراد در مسیر تغییر میپردازد. سازمانهای موفق به ترکیب هوشمندانهای از هر دو نیاز دارند.
چرا این تفاوت مهم است؟
در شرایط ثبات، مدیریت قوی میتواند کارایی را افزایش دهد؛ اما در دوران تغییر، تحول یا بحران، رهبری است که میتواند تیم را حفظ کند و مسیر را روشن نگه دارد. غفلت از هرکدام میتواند پیامدهای جدی برای سازمان داشته باشد.
چطور هر دو مهارت را توسعه دهیم؟
برنامههای توسعه رهبری باید هم بر مهارتهای اجرایی (مانند تخصیص منابع و پیگیری شاخصها) و هم بر مهارتهای نرم (مانند ارتباط مؤثر، گوشدادن فعال و تصمیمگیری در شرایط ابهام) تمرکز کنند.
مشاوران مدیریت معمولاً با ارزیابی سبک رهبری فعلی مدیران ارشد شروع میکنند و سپس برنامهای متناسب با نیازهای آینده سازمان طراحی میکنند.

